مشاهده / بستن موضوعات

تبیین رابطه ی ساز و کارهای راهبری شرکت و سرمایه فکری در بازار سرمایه ایران

دسته بندی: حسابداری
3409 بازدید

 تبیین رابطه ی ساز و کارهای راهبری شرکت و سرمایه فکری در بازار سرمایه ایران

این پایان نامه در پی یافتن پاسخی برای این پرسش است که آیا بین سازوکارهای راهبری شرکت و سرمایه فکری رابطه وجود دارد یا خیر ؟

برای سنجش سرمایه فکری طبقه بندی های مختلفی ارائه شده است که یکی از این طبقه بندی ها توسط پولیک به نام (ارزش افزده سرمایه فکری ) مطرح شده است که از سه جز کارایی سرمایه ارتباطی ، کارایی سرمایه انسانی و کارایی سرمایه ساختاری تشکیل شده است. در این پژوهش ابتدا بر اساس مدل (ارزش افزوده سرمایه فکری ) ارزش سرمایه فکری شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران محاسبه و سپس ارتباط آن با سازوکارهای راهبری شرکت بررسی شد . سازوکارهای خارجی راهبری شرکت ، درصد سرمایه گذاران نهادی و درصد سرمایه گذاران عمده می باشد و سازوکارهای داخلی راهبری شرکت ، درصد مالکیت هیئت مدیره و تعداد مدیران ، تعداد مدیران غیر موظف و نسبت مدیران غیر موظف به هیئت مدیره ، دوگانگی نقش مدیر عامل می باشد. و همچنین کل موضوع در صنایع مختلف مورد بررسی قرار گرفت ،برای آزمون فرضیه های پژوهش از روش داده های پنلی با بکارگیری اطلاعات 88 شرکت در طی سال های 1383 تا 1387 استفاده شده است .نتایج کلی حاصل از پژوهش نشان می دهد که درصد  سرمایه گذاران نهادی ، درصد مدیران غیر موظف و دوگانگی نقش مدیر عامل رابطه مثبت و معناداری با سرمایه فکری و تعداد مدیران غیر موظف رابطه منفی و معناداری  با سرمایه فکری دارند و در بقیه موارد رابطه معناداری بین سازوکارهای داخلی و خارجی راهبری شرکت و سرمایه فکری مشاهده نگردید.

واژه های کلیدی : سازوکارهای راهبری شرکت ، سرمایه فکری ، مدل پولیک ، داده های پنلی، بورس اوراق بهادار تهران

 

 263صفحه فایل ورد (Word) فونت 14 منابع دارد قیمت 39000 تومان 

 

پس از پرداخت آنلاین میتوانید فایل کامل این پروژه را دانلود کنید 

 

چكيده: 1

مقدمه: 2

فصل اول:كليات تحقیق

1-1 مقدمه 4

2-1 تاریخچه مطالعاتی. 5

3-1- بیان مسأله 7

4-1- چارچوب نظری تحقیق: 8

5-1- فرضیه های تحقیق. 8

6-1- اهمیت تحقیق. 9

7-1- اهداف تحقیق. 10

8-1- قلمرو تحقیق. 11

9-1- تعریف واژه ها و اصطلاحات.. 11

فصل دوم:مروری بر ادبيات تحقيق

1-2 بخش اول - ادبیات نظری سرمایه فکری. 14

1-1-2 مقدمه 14

2-1-2- مروری بر چشم انداز تاریخی سرمایه فکری. 16

3-1-2 تعریف سرمایه فکری. 18

4-1-2 انواع طبقه بندی ها اجزاء سرمایه فکری. 21

5-1-2 شباهتها 35

1-5-1-2- سرمایه انسانی. 35

2-5-1-2 سرمایه ساختاری (سازمانی) 36

3-5-1-2 سرمايه ارتباطي (مشتري) 38

6-1-2 سنجش سرمایه فکری. 39

1-1-6-2 دلایل سنجش سرمایه فکری. 39

2-1-6-2 منافع و مزایای اندازه‌گیری سرمایه فكری. 42

3-1-6-2 برخی از محدودیتهای سیستم حسابداری سنتی از نظر بونتیس.. 44

4-1-6-2مدلها و روشهای اندازه گیری سرمایه فکری. 47

7-1-2 مدلهای سنجش غیرمالی سرمایه فکری. 48

8-1-2 مدلهای سنجش پولی و مالی سرمایه فکری. 53

2-2 بخش دوم – راهبری شركت.. 60

1-2-2 تعاریف نظام راهبری شرکت ها 60

2-2-2 اهمیت موضوع. 64

3-2-2 مبانی نظری راهبری شركت ها 64

1-3-2-2  تئوری نمایندگی. 64

2-3-2-2  تئوری ذینفعان. 65

3-3-2-2  تئوری هزینه معاملات.. 66

4-2-2 گونه شناسی علمی حاكمیت شركتی. 67

5-2-2 معیارهای حاكمیت شركتی. 68

6-2-2 سازمان همكاری های اقتصادی و توسعه 68

7-2-2 حاكمیت شركتی در ایران. 69

8-2-2 طبقه بندی سیستم های راهبری شرکتی. 71

9-2-2 نهادهای نظارتی در شرکتهای ایرانی. 72

10-2-2 تعاریف ساختار هیئت مدیره و سرمایه گذاران. 74

1-10-2-2 دوگانگی رئیس هیئت مدیره 78

2-10-2-2- نسبت مدیران موظف و غیرموظف در هیئت مدیره 79

3-10-2-2 تمركز مالكیت هیئت مدیره 80

4-10-2-2 اندازه هیئت مدیره  شركت.. 81

5-10-2-2 اهمیت سرمایه گذاری نهادی در حاكمیت شركتی. 82

6-10-2-2 نقش سهامداران عمده در راهبری شرکتی. 84

3-2 بخش سوم-  مروری بر پیشینه تحقیق. 85

1-3-2 تحقیقات خارجی. 85

2-3-2 تحقیقات داخلی. 94

فصل سوم:روش‌ اجرای تحقیق

1-3 مقدمه 99

2-3- روش تحقیق. 99

3-3- جامعه آماری. 100

4-3- روش و ابزار گردآوری اطلاعات.. 101

5-3- متغیرهای مورد مطالعه و شیوه ی اندازه گیری متغیر ها 101

6-3- مدل مفهومی تحقیق. 105

7-3- مدل ضریب ارزش افزوده فکری. 105

8-3- دلایل انتخاب مدل ضریب ارزش افزوده فكری VAIC.. 108

9-3- روش تجزیه و تحلیل داده ها : 108

10-3- آمار توصيفي. 109

11-3- آزمون های رگرسیونی لازم در سه بخش زیر ارائه گردیده است. 110

12-3- رگرسیون فرضیات تحقیق بصورت زیر می باشد. 112

13-3- ضریب تعیین  : 113

14-3- آزمون تشخیص دوربین- واتسون (D-W) : 113

فصل چهارم:تجزيه و تحليل داده‌ها

1-4 مقدمه‏ 115

2-4- نتايج آمار توصيفي. 115

3-4- تحلیل ماهیت و ویژگیهای متغیرهای تحقیق. 117

4-4- بخش اول : آزمون های رگرسیونی ارتباط سازوکارهای راهبری شرکت و سرمایه فکری. 118

1-4-4- بررسی ناهمسانی واریانس.. 118

2-4-4- بررسی خود همبستگی. 119

3-4-4- آزمون F و آزمون هاسمن. 119

4-4-4- آزمون های رگرسیونی ارتباط هر یک از اجزای سازوکارهای راهبری شرکت و سرمایه فکری( بدون متغیر کنترل) 120

5-4-4-  بررسی مدل بدون حضور متغیرهای کنترلی. 141

6-4-4- آزمون فرضيات تحقيق در بخش اول (باحضور متغیرهای کنترل) 144

5-4- بخش دوم : آزمون های رگرسیونی ارتباط سازوکارهای راهبری شرکت و هریک از اجزاء سرمایه فکری  150

1-5-4- قسمت اول : آزمون های رگرسیونی ارتباط سازوکارهای راهبری شرکت و سرمایه ارتباطی  150

2-5-4- قسمت دوم : آزمون های رگرسیونی ارتباط سازوکارهای راهبری شرکت و سرمایه انسانی  152

1-2-5-4- آزمون فرضيات تحقيق در بخش دوم و قسمت دوم 152

3-5-4- قسمت سوم : آزمون های رگرسیونی ارتباط سازوکارهای راهبری شرکت و سرمایه ساختاری  154

1-3-5-4- آزمون فرضيات تحقيق در بخش دوم و قسمت سوم 154

6-4- بخش سوم : آزمون های رگرسیونی ارتباط سازوکارهای راهبری شرکت و سرمایه فکری در صنایع  156

1-6-4- قسمت اول : آزمون های رگرسیونی ارتباط سازوکارهای راهبری شرکت و سرمایه فکری در صنعت خودرو و فلزات.. 156

1-1-6-4- آزمون فرضيات تحقيق در بخش سوم قسمت اول. 157

2-6-4- قسمت دوم : آزمون های رگرسیونی ارتباط سازوکارهای راهبری شرکت و سرمایه فکری در صنعت کانی های غیر فلزی. 162

1-2-6-4- آزمون فرضيات تحقيق در بخش سوم قسمت دوم 162

3-6-4- قسمت سوم : آزمون های رگرسیونی ارتباط سازوکارهای راهبری شرکت و سرمایه فکری در صنعت شیمیایی و دارویی. 168

1-3-6-4- آزمون فرضيات تحقيق در بخش سوم قسمت سوم 168

فصل پنجم:نتيجه‌گيري و پيشنهادات

1-5 مقدمه 176

2-5- ارزیابی و تشریح نتایج آزمون فرضیه ها 176

1-2-5 فرضیه اول. 176

2-2-5 فرضیه دوم 177

3-2-5 فرضیه اصلی اول (اهم) 178

4-2-5 فرضیه سوم 178

5-2-5 فرضیه چهارم 179

6-2-5 فرضیه پنجم 180

7-2-5 فرضیه ششم 181

8-2-5 فرضیه هفتم 182

9-2-5 فرضیه اصلی دوم (اهم) 183

3-5  نتیجه گیری کلی تحقیق. 183

4-5- پیشنهاد هایی مبتنی بر یافته های تحقیق. 183

5-5- پیشنهاد هایی برای تحقیقات آتی. 184

6-5- محدودیت های تحقیق. 185

پیوستها

صنعت خودرو فلزات (33 شركت) 187

تجزیه و تحلیل بدون متغییر های کنترلی. 211

تجزیه و تحلیل متغییر های کنترلی. 213

منابع و ماخذ

منابع فارسي: 242

منابع لاتین: 244

منابع  اینترنتی: 251

چکیده انگلیسی: 252

 

 

 

جدول 1-1 خلاصه تحقیقات انجام شده 6

جدول 1-2 جدول زمانی مهمترین رویدادهای و وقایع حساس سرمایه فكری. 17

جدول 2-2 طبقه بندی پتی و گویتر. 30

جدول 1-4  نتایج آماره هاي توصيفي. 116

جدول 2-4  نتایج آزمون ناهمسانی LM آرچ. 118

جدول 3-4 : آزمون F. 119

جدول 4-4: آزمون هاسمن. 119

جدول5-4: نتايج آزمون رگرسيون سرمایه گذاران نهادی و سرمایه فکری. 121

جدول6-4: نتايج آزمون رگرسيون سرمایه گذاران نهادی و سرمایه ارتباطی. 122

جدول 7-4: نتايج آزمون رگرسيون سرمایه گذاران نهادی و سرمایه انسانی. 123

جدول 8-4: نتايج آزمون رگرسيون سرمایه گذاران نهادی و سرمایه ساختاری. 125

جدول 9-4: نتايج آزمون رگرسيون درصد مالکیت سهامداران عمده و سرمایه فکری. 126

جدول 10-4 نتايج آزمون رگرسيون درصد مالکیت سهامداران عمده و سرمایه ارتباطی. 128

جدول 11-4 نتايج آزمون رگرسيون درصد مالکیت سهامداران عمده و سرمایه انسانی. 129

جدول 12-4: نتايج آزمون رگرسيون درصد مالکیت سهامداران عمده و سرمایه ساختاری. 130

جدول 13-4 : نتايج آزمون رگرسيون تركيبي بین سازوکارهای خارجی و سرمایه فکری. 132

جدول 14-4: نتايج آزمون رگرسيون درصد مالکیت هیئت مدیره و سرمایه فکری. 133

جدول 15-4: نتايج آزمون رگرسيون تعداد مدیران غیر موظف و سرمایه فکری. 134

جدول 16-4: نتايج آزمون رگرسيون تعداد مدیران هیئت مدیره و سرمایه فکری. 136

جدول 17-4: نتايج آزمون رگرسيون نسبت مدیران غیر موظف و سرمایه فکری. 137

جدول 18-4: نتايج آزمون رگرسيون دوگانگی نقش مدیر عامل و سرمایه فکری. 138

جدول 19-4 : نتايج آزمون رگرسيون تركيبي فرضیه اصلی دوم 139

جدول 20-4 خلاصه نتایج. 140

جدول 21-4 نتایج آزمون رگرسیون ترکیبی بدون حضور متغیرهای کنترلی. 142

جدول 22-4: نتايج آزمون رگرسيون تركيبي. 149

جدول 23-4: نتايج آزمون رگرسيون تركيبي (راهبری شرکت و سرمایه ارتباطی) 151

جدول 24-4: نتايج آزمون رگرسيون تركيبي ارتباط سازوکارهای راهبری شرکت و سرمایه انسانی  153

جدول 25-4: نتايج آزمون رگرسيون تركيبي ارتباط سازوکارهای راهبری شرکت و سرمایه ساختاری  155

جدول 26-4: نتايج آزمون رگرسيون تركيبي صنعت خودرو و فلزات.. 161

جدول 27-4: نتايج آزمون رگرسيون تركيبي صنعت کانی های غیر فلزی. 167

جدول 28-4: نتايج آزمون رگرسيون تركيبي صنعت شیمیایی و دارویی. 173

                                                

 

نمودار 1-2 مفهوم‌سازی سرمایه فکری از سوی بونتیس.. 23

نمودار 2-2 طبقه بندی سویبی از طریق چهارچوب ناظر دارایی نامشهود 25

نمودار 3-2 طرح ارزش اسکاندیا 26

نمودار 4-2  مدل چن و همکارانش از سرمایه فکری و روابط بین آنها 27

نمودار 5-2 طبقه‌بندی اولیه توسط هاناس  و لووندال. 29

نمودار 6-2 طبقه‌بندی لووندال. 30

نمودار 7-2 طبقه بندی لیم و دالیمور. 32

نمودار 8-2 چارچوب کارت امتیازی متوازن. 33

نمودار 9-2 طبقه بندی کنفدراسیون اتحادیههای تجاری دانمارک.. 33

نمودار 1-3 مدل مفهومی تحقیق. 105

 

مقدمه:

نظام مناسب راهبری شرکت ها به دنبال استقرار چارچوبی مدون و مکانیزم های مناسب برای برقراری رابطه ای متعادل میان منافع سهامداران جز از یک سو و سهامداران کنترلی  یا اکثریت از سوی دیگر می باشد و در دیدگاه های جدیدتر سمت توجه جدی به حقوق کلیه گروه های ذینفع ، اجتماع ، بازار سرمایه و مجموع شرکتها گرایش یافته است . از دهه 70 الگوی رشد اقتصاد جهان به طور اساسی تغییر کرد و به دنبال آن ، دانش به عنوان مهمترین سرمایه ، جایگزین سرمایه های پولی و فیزیکی شد. یکی از ویژگی های دانش این است که نامشهود است یعنی غیر قابل لمس و غیر محسوس است و ارزشگذاری و اندازه گیری آن خیلی سخت و مشکل است در صورتی که در گذشته سازمان ها با استفاده از روش های حسابداری قادر بودن تا ارزش و اندازه تولید خود را به طور کامل محاسبه کنند ولی امروزه این روش حسابداری دارای کارایی لازم نیستند . دانش به عنوان یکی از مهمترین اجزای دارایی های نامشهود محسوب می شود اگر در گذشته بیشتر دارایی های سازمان ها مشهود بودند ولی امروزه قسمت اعظم دارایی های سازمان ها نامشهود هستند.

سازمان ها در حال وارد شدن به اقتصاد مبتنی بر دانش هستند ، اقتصادی که در آن دانش و دارایی های نامشهود به عنوان مهمترین مزیت رقابتی سازمان ها شناخته شده است . یکی از اجزای دارایی نامشهود سرمایه فکری می باشد که تاثیر مهمی برعملکرد و پیاده سازی استرتتژیک سازمان دارد از این رو شناسایی ، اندازه گیری و مدیریت سرمایه فکری دارای اهمیت خاصی است و منجر به مشاهده ارزش واقعی سازمان ها می شود .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل اول

كليات تحقیق

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

1-1 مقدمه

رشد و توسعه و بكارگیری فناوری ها، شاید بارزترین نمونه پیشرفت انسان باشد. پس ازانقلاب صنعتی اقتصاد كشور متكی بر زمین و نیروی كار، رفته رفته جای خود را به اقتصاد صنعتی داد، اقتصادی كه به عامل سرمایه جهت كسب و به كارگیری فناوری و سپس نیروی كار و زمین وابستگی داشت و اكنون در هزاره سوم نگرشی فرا راه ملت ها و سازمان های نوین قرار گرفته است كه از آن به اقتصاد و جامعه دانش محور و یا اقتصاد خدماتی یا اطلاعاتی یاد می شود كه البته وام دار ظهور و توسعه اطلاعات و ارتباطات است.

توجه به دانش و سرمایه های فكری به عنوان اصلی ترین عامل اقتصاد جدید، روز به روز در حال افزایش است. بنابراین با درك كاستی ها نگرش صرفاً متكی بر فناوری- به ویژه IT روز به روز نقش نیروی انسانی و هوش بشری بیشتر مورد توجه قرار می گیرد. اكنون بسیاری از پژوهشگران از جمله استوارت سرمایه های فكری را مد نظر قرار می دهند. همچنین در صنعت نیز تعداد شركت هایی كه با بكارگیری دانش و توجه به دارایی های فكری به موفقیت های چشمگیری رسیده اند در حال افزایش است.

دانش به عنوان یكی از مهمترین اجزای دارایی های نامشهود محسوب می شود. اگر در گذشته بیشتر دارایی های سازمان ها، مشهود بوده اند ولی امروزه قسمت اعظم دارایی های سازمان ها نامشهود هستند ( سولیون ، 2000،340- 328)[1] .

در اوایل قرن بیست و یكم دنیا نظاره گر شمار زیادی از رسوایی های مالی در شركت هایی همچون انرون، ورلدكام، تایكو، آدلفیا و گلوبال كراسینگ بوده است. در نگاه اول اینطور به نظر می رسد كه عدم رعایت استانداردهای حسابداری از سوی این شركت های دلیل اصلی رسوایی مالی بوده است اما وقتی قدری بیشتر تامل می كنیم مشاهده می نماییم كه گزارشات مالی آنها توسط حسابرسان تأیید شده است.

معیارهای عملكرد مالی رعایت شده و حتی قیمت سهام آنها در دوره ای از رشد قابل ملاحظه ای برخوردار بوده است. مثلاً سولومون  در سال 2007در كتاب حاكمیت شركتی و پاسخ گویی خود معتقد است نبود ساختارهای كنترلی و نظارتی در شركت ها به طور عام یا آنچه كه او تحت عنوان نظام حاكمیت شركتی نام گذاری می كند به طور خاص می تواند دلیل وقوع چنین رویدادهایی باشد.

نظام مناسب راهبری شركت ها به دنبال استقرار چارچوبی مدون و مكانیزم های مناسب برای برقراری رابطه ای متعادل میان منافع سهامداران جز از یك سو و سهامداران كنترلی یا اكثریت از سوی دیگر می‌باشد و در دیدگاه های جدیدتر سمت توجه جدی به حقوق كلیه گروه های ذینفع، اجتماع، بازار سرمایه و مجموع شركت ها گرایش یافته است.

با توجه به اینكه وجود ساز و كارهای حاكمیت شرکتی می تواند منجر به بهبود عملكرد اقتصادی بنگاه شود، مدل ها و متدلوژی های جهت اندازه گیری دانش و سرمایه های فكری جهت بهبود این ساز و كارها، روز به روز ضروری تر به نظر می رسد تا به تبع آن رشد اقتصادی مطلوب در كشور ایجاد گردد.

در این فصل از تحقیق ، محقق به طور خلاصه و با توجه به موضوع تحقیق ، به بیان مسئله اصلی پژوهش و ضرورت انجام تحقیق و در ادامه به مدل مفهومی تحقیق پرداخت ،همچنین در ادامه اهداف تحقیق را بیان و به متغیرهای مورد مطالعه  تحقیق اشاره کرده و در آخر هم فرضیه های تحقیق و تعاریف واژه ها و اصطلاحات را آورده است.

 

2-1 تاریخچه مطالعاتی

جدول شماره (1-1) تحقیقات متعددی را که در زمینه راهبری شرکت و سرمایه فکری انجام شده در خود جای داده است و چارچوب نظری تحقیق برگرفته از این تحقیقات می باشد...................

 ............

 

 



[1] -sullivan , 2000, 328-340

.................

-1- بیان مسأله

در حال حاضر در اقتصاد و دانش محور به دلیل اهمیت چشمگیر بازده حاصل از سرمایه های فكری در مقایسه با سرمایه های مالی در تعیین سودآوری، تلاش در جهت اندازه گیری این نوع سرمایه ها در شركت‌ها افزایش یافته است و سنجش ارزش واقعی سرمایه فكری بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است. به دلیل ناتوانی سیستم های حسابداری سنتی در برآورد این مهم، شركت ها، سرمایه گذاران و سایر ذینفعان در پی یافتن ابزار مناسبی جهت اندازه گیری سرمایه فكری و یافتن ارتباط آن با شاخص های سازمانی می باشند. در حقیقت ما در این تحقیق به دنبال پاسخ این سوالات  به شرح زیر می باشیم .

1- از لحاظ آماری آیا رابطه ای میان سازو کارهای راهبری شرکت و سرمایه فکری وجود دارد؟

در این تحقیق با استفاده از مدل پولیك و داده های 5 ساله شركت های بورسی در بورس اوراق بهادار تهران بین سال های 1383 تا 1387 میزان سرمایه فكری شركت ها محاسبه خواهد شد. سپس به رابطه میان سرمایه فكری و راهبری شركتی كه بر اساس ساز و كارهای داخلی و ساز و كارهای خارجی می باشد بررسی می شود كه در نتیجه با توجه به اهمیت این سرمایه ها، شركت ها و سرمایه گذاران تصمیمات مناسب تری در جهت كسب بازده مالی بالاتر اتخاذ نمایند.

 

4-1- چارچوب نظری تحقیق:

مباحث این تحقیق راهبری شرکتی و سازوکارهای داخلی و خارجی آن است. در این تحقیق تلاش می شود که تاثیر مکانیزم های اصول راهبری شرکتی بر سرمایه فکری بررسی شود.این تحقیق با بررسی ابعاد مختلف راهبری شرکتی و سرمایه فکری به ارتقای سطح دانش بازار سرمایه کمک خواهد کرد.

 

5-1- فرضیه های تحقیق

فرضیه اصلی اول - بین ساز و كارهای خارجی راهبری شركت و سرمایه فكری رابطه وجود دارد.

  فرضیه اول - بین درصد مالكیت سهامداران نهادی و سرمایه فكری رابطه وجود دارد.

فرضیه فرعی اول- بین درصد مالكیت سهامداران نهادی و كارایی سرمایه ارتباطی رابطه وجود دارد.

فرضیه فرعی دوم- بین درصد مالكیت سهامداران نهادی و كارایی سرمایه انسانی رابطه وجود دارد.

فرضیه فرعی سوم- بین درصد مالكیت سهامداران نهادی و كارایی سرمایه ساختاری رابطه وجود دارد.

فرضیه دوم - بین درصد مالكیت سهامداران عمده و سرمایه فكری رابطه وجود دارد.

فرضیه فرعی اول - بین درصد مالكیت سهامداران عمده و كارایی سرمایه ارتباطی رابطه وجود دارد.

فرضیه فرعی دوم- بین درصد مالكیت سهامداران عمده و كارایی سرمایه انسانی رابطه وجود دارد.

فرضیه فرعی سوم- بین درصد مالكیت سهامداران عمده و كارایی سرمایه ساختاری رابطه وجود دارد.

فرضیه اصلی دوم - بین ساز و كارهای داخلی راهبری شركت و سرمایه فكری رابطه وجود دارد.

فرضیه سوم- بین درصد مالكیت هیئت مدیره و سرمایه فكری رابطه وجود دارد.

فرضیه چهارم- بین تعداد مدیران غیرموظف و سرمایه فكری رابطه وجود دارد.

فرضیه پنجم- بین نسبت مدیران غیرموظف به هیئت مدیره و سرمایه فكری رابطه وجود دارد.

فرضیه ششم- بین تعداد هیئت مدیره و سرمایه فكری رابطه وجود دارد.

فرضیه هفتم- بین دوگانگی نقش مدیرعامل و سرمایه فكری رابطه وجود دارد.

فرضیه اصلی سوم - روابط سازوکارهای راهبری شرکت و سرمایه فکری در صنایع مختلف متفاوت است.

 

6-1- اهمیت تحقیق

امروزه قسمت اعظم دارایی های سازمان ها را دارایی های نامشهود تشكیل می دهند و روش های حسابداری قادر به اندازه گیری آنها نیستند. از طرفی در این اقتصاد و دانش محور، موفقیت های سازمانی به توانایی مدیریت این دارایی های نامشهود بستگی دارد. مر و همكارانش دلایلی را برای توجه و اندازه گیری سرمایه فكری برشمرده اند كه عبارتند از:

کمک به سازمان ها برای تنظیم استراتژی آنها 

 ارزیابی اجرای استراتژی ها

 کمک به تصمیمات گسترش و تنوع

 استفاده از نتایج اندازه گیری سرمایه های فکری به عنوان مبنایی برای جبران خدمات

 ابلاغ این دارایی ها به ذینفعان خارجی سازمان ها و دلایل دیگری برای انجام این کار است که اندازه گیری سرمایه های فکری به طور دقیق می‌تواند ارزش و عملکرد شرکت ها را اندازه گیری کند ( مر ، 2003،464 -441 )[1].

چون در یک جامعه مبتنی بر دانش بخش مهمی از ارزش یک کالا و نیز بخش مهمی از ثروت یک شرکت را تشکیل می دهد (چن ،2004 ،100-85 )[2] و (کننان ، 2004، 413-389)[3].

بنا بر ایده اندرسون (2004) سازمان ها به 4 دسته از دلایل ممکن است سرمایه فکری خود را مورد سنجش قرار دهند که عبارتند از:

بهبود مدیریت داخلی

بهبود گزارش دهی به خارج از سازمان

مبادلات این سرمایه

دلایل قانونی بهبود حسابداری

در این میان شکاف بین ارزش بازار شرکت ها و ارزش خالص دارایی های مشهود که در واقع سهام ناشی از دارایی های نامشهود تلقی می شود، روز به روز بیشتر توجه سرمایه گذاران را جلب می نماید. زمانی که این شکاف کوچک باشد بازگشت سرمایه از طریق درآمد سازمان یا دست کم دارایی های مشهود آن به شکل منطقی قابل پیش بینی خواهد بود. اما دارایی های به شکل دانش و نشان تجاری بسیار بیشتر در معرض تهدید قرار دارند و تحقق آنها دشوارتر است. ولی به هر حال سرمایه گذاران جهت درک بهتر وضعیت سازمان به شاخص هایی نیاز دارند که قابل اطمینان باشند.

سیستم حاکمیت شرکتی در کشورهای جهان با تعدادی از عوامل از جمله ساختار مالکیت شرکتها، وضعیت اقتصادی، سیستم قانونی، سیاست های دولتی و فرهنگی معین می شود. راهبری شرکت از جمله مباحث با اهمیت در زمینه مدیریت اجرایی و مدیریت مالی و حسابداری می باشد که تاکنون در کشور ما کمتر به آن پرداخته شده است. تجارت تاریخی طی بحران های مالی شرکتها نشان داده است که عدم توجه به نحوه راهبری و ایجاد تعادل بین منافع سهامداران و مدیران از یک سو و همچنین بین سهامداران عمده و  جزء از سوی دیگر باعث بروز زیان های جبران ناپذیر گردیده است.

 

7-1- اهداف تحقیق

هدف اصلی این تحقیق ارائه روش مالی جهت سنجش و ارزشیابی سرمایه فكری و آزمون تجربی آن با راهبری شركتی در شركت های بورسی است و تلاش برای امكان پذیر نمودن تهیه، ارائه و تحلیل صورت های مالی كامل و واقعی در سیستم های حسابداری مورد استفاده در شركت ها و ارزیابی صحیح و واقعی سرمایه گذاری (سهامداران) از ارزش واقعی و آتی سهام شركت ها می باشد.

لذا هدف از این تحقیق را می توان پاسخ گویی به این سؤال دانست:

آیا رابطه ای بین ساز و كارهای راهبری شركت و سرمایه فكری در بازار سرمایه ایران وجود دارد؟

 

8-1- قلمرو تحقیق

الف- قلمرو مكانی: قلمرو مكانی شامل كلیه شركت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران (بازار سرمایه ایران) را مورد بررسی قرار می دهد.

ب- قلمرو زمانی: این تحقیق شركت هایی را در بر می گیرد كه در دوره ی 5 ساله 1383 تا 1387 عضو سازمان بورس اراق بهادار تهران بوده اند.

ج- قلمرو موضوعی: در این تحقیق به تبیین رابطه ی ساز و كارهای راهبری شركت و سرمایه فكری در بازار سرمایه ایران می پردازیم و در حوزه مدیریت سرمایه گذاری می باشد.

 

9-1- تعریف واژه ها و اصطلاحات

ضریب ارزش افزوده فكری [4]: سرمایه فكری، مالكیت دانش، تجربه كاربردی، تكنولوژی سازمانی، روابط با مشتری، مهارت های حرفه ای است كه برای سازمان جنبه رقابتی در بازار فراهم می كند. این سرمایه شامل سه بخش اصلی است (هیدر و جیمز ،2003،365-383 )[5].

كارایی سرمایه ارتباطی [6]: شاخصی است بر مبنای سرمایه ارتباطی كه سرمایـــه ارتباطی عبارتست از دانش گرفته شده در كانال های بازاریابی و روابط مشتری یك سازمان است (بنتیس ، 2000، 100-85)[7] .

كارایی سرمایه انسانی [8]: شاخصی است بر مبنای سرمایه انسانی و سرمایه انسانی نیز شامل ذخیره دانش اعضای یك سازمان است كه شامل شایستگی ها و طرز فكرهای كاركنان است.

كارایی سرمایه ساختاری [9]: شاخصی است بر مبنای سرمایه ساختاری و سرمایه ساختاری نیز شامل همه مخازن دانش غیرانسانی در یك سازمان است كه شامل پایگاه داده ها، چارت های سازمانی و فرآیندها و استراتژی ها و ... است كه به سازمان ارزشی فراتر از مواد آن می دهد.

نظام راهبری شركت ها: قوانین، مقررات، ساختارها، فرآیندها، فرهنگ ها و سیستم هایی است كه موجب دستیابی به هدف های پاسخگویی، شفافیت، عدالت و رعایت حقوق ذینفعان می شود (حساس یگانه، 1385 ،34)2.

هیئت مدیره: اعضای این هیئت كه از سوی صاحبان سهام شركت تعیین می شوند ممكن است از میان دو گروه انتخاب شوند. نوع نخست شامل اشخاصی كه از داخل شركت انتخاب می شوند و دسته دوم نمایندگی كه از بیرون شركت انتخاب می شوند و مستقل از آن محسوب می شوند. نقش هیئت مدیره، نظارت بر مدیران شركت و اقدام در طرفداری از سهامداران است. در واقع هیئت مدیره سعی می كند تضمین كند كه منافع سهامداران به درستی حفظ می شود.( خدابخشی ،1385 ،27)3.

هیئت مدیره غیرموظف: به آن دسته از اعضای هیئت مدیره اطلاق می شود كه سمت اجرایی در شركت ندارند ( خدابخشی ، 1385، 27)4.

سهامدار عمده: سهامدارانی كه حداقل مالكیت 5% از سهام در جریان شركت را دارند (ملاحسینی و قربان نژاد ، 1387، 75)5.

سرمایه گذار نهادی: شخصیت یا مؤسسه ای است كه به خرید و فروش حجم عظیمی از اوراق بهادار می پردازد مثل صندوق های بازنشستگی، بانك ها، شركت های بیمه و سازمان تأمین اجتماعی، صندوق ها و شركت های سرمایه گذاری و بنیادها و نهادهای انقلاب اسلامی (حساس یگانه و پوریانسب ، 1384، 5 )6.

.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل دوم

مروری بر ادبيات تحقيق

 


 

 

 

 

 

 

1-2 بخش اول - ادبیات نظری سرمایه فکری

1-1-2 مقدمه

با وقوع انقلاب تکنولوژی اطلاعات، جامعه اطلاعاتی و شبکه ای و نیز رشد و توسعه سریع تکنولوژی برتر، مخصوصاً در حوزه های ارتباطات، کامپیوتر و مهندسی، از دهه 1990 الگوی رشد اقتصاد جهانی تغییر اساسی کرده است. درنتیجه، دانش به عنوان مهمترین سرمایه جایگزین سرمایه های مالی و فیزیکی در اقتصاد جهانی امروز شده است. در اقتصاد مبتنی بر دانش، محصولات و سازمانها بر اساس دانش زندگی می کنند و می میرند و موفق ترین سازمانها، آنهایی هستند که از این دارایی های ناملموس به نحو بهتر و سریع تری استفاده می کنند.

مطالعات اخیر نشان داده اند که برخلاف کاهش بازدهی منابع سنتی (مثل پول، زمین، ماشین آلات و غیره) دانش واقعاً منبعی برای افزایش عملکرد کسب و کار است(بنتیس ، 1999، 402-391)[10]. آنچه حتی بیشتر درخور توجه است این است که بازار به مدت طولانی ارزش دانش و عوامل نامشهود دیگر را در فرآیند ایجاد ارزش تشخیص داده است اخیراً اندازه این « ارزش پنهان » تغییر کرده است. برای مثال، در سال 1996 دارایی های خالص شرکت مرک فقط 12.3 درصد ارزش بازاری اش، در سال 1996 دارایی های شركت کوکاکولا تنها 4 درصد از ارزش بازاری اش و دارایی های مایکروسافت 6 درصد ارزش بازاری اش را پوشش داده بود هروی و لوزچ [11]،1999 بر این اساس، موفقیت حال و آینده در رقابت بین سازمانها، تا حد کمی مبتنی بر تخصیص استراتژیک منابع فیزیکی و مالی و تا حد زیادی مبتنی بر مدیریت استراتژیک دانش خواهد بود. چالش مدیران، آماده کردن محیط مناسب برای رشد و پرورش ذهن انسان در سازمان دانش محور است(همان منبع ، 47-40)3.

بنابراین توانایی مدیریت دانش، مهارت اساسی مدیران در این سازمان ها است.

با این همه، متأسفانه از آنجاییکه ماهیت دانش، نامشهود و ناملموس است و نمی توان آن را توسط هیچ یک از مقیاس های سنتی حسابداری مالی اندازه گیری کرد، ریسک فراموشی دانش و سایر دارایی‌های ناملموس سازمان برای مدیران وجود دارد. چارلز هندی[12] در نتیجه مشاهدات خود دریافت که مدیران ارشد سازمان ها تنها از 20 درصد دانش موجود در سازمانهایشان استفاده می کنند. در حقیقت، محیط کسب و کار مبتنی بر دانش در بسیاری از کشورهای جهان، مستلزم یک مدل و نام گذاری جدید است که دربرگیرنده عوامل ناملموس سازمان باشد. در این وضعیت، رشته نوظهور سرمایه فکری توجه روز افزونی را به خود جلب کرده است (بنتیس ،1996، 47-40 )[13]. روس و همکاران  بحث می‌کنند که از دیدگاه استراتژیک، سرمایه فکری می تواند در ایجاد و کاربرد دانش برای افزایش ارزش سازمان مورد استفاده واقع می شود.

امروزه رشته در حال تکوین سرمایه فکری یک موضوع هیجان انگیز هم برای محققان و هم برای دست اندرکاران سازمانی شده است.

اخیراً تحقیقات زیادی درباره موضوع سرمایه فکری انجام شده است، بسیاری از منابع شرکت مانند دارایی های فیزیکی یا مالی، صرف دارایی های ناملموس شده اند که این دارایی ها کمیاب، با ارزش و غیر قابل تعویض می باشند (روس ،1997 ، 426-413) [14].

بعد از گذشت یک دهه از اقتصاد دانش محور، بنگاه ها شروع به طبقه بندی و ذخیره کردن سرمایه های ناملموس خود، که شامل تجربه و دانش می باشد، کرده اند. در حال حاضر شرکت های بزرگ دنیا، گزارش سرمایه فکری را بعنوان مکمل و ضمیمه گزارش سالانه شان منتشر می کنند.

همانطور که بنتیس اشاره می کند، چارلز هندی ارزش سرمایه های فکری در یک شرکت را سه تا چهار برابر ارزش دارایی های مشهود می داند. از سوی دیگر مدیران سازمانها بیان می کنند که معمولاً از 20 درصد دانش سازمان بهره می گیرند، در حالیکه هیچ دارایی مشهودی را بیکار نمی گذارند. از اینرو تلاش فراوانی در جهت سنجش سرمایه های فکری و مدیریت آنها آغاز شده است.

در دهه اخیر شرکت ها، توجه ویژه ای را برای اندازه گیری سرمایه های فکری برای ارائه گزارش به طرف های ذینفع ابراز کرده و در پی یافتن روشی برای ارزیابی دارایی های ناملموس داخلی و استخراج ارزش نامحسوس، در سازمانها می باشند  (یانگ چو ، 2006، 85)[15]. در حقیقت سرمایه فکری یک مدل جدید کاملی را برای مشاهده ارزش واقعی سازمانها فراهم می آورد و با استفاده از آن می‌توان ارزش آتی شرکت را نیز محاسبه کرد.

سرمایه فکری توسط رشته های مختلفی مفهوم سازی شده است. برای مثال، حسابداران علاقه مند به اندازه گیری آن در ترازنامه هستند، متخصصان تکنولوژی اطلاعات درصدد کد گذاری آن در سیستم های اطلاعاتی هستند، روانشناسان تمایل دارند ذهن ها را توسعه دهند، مدیران منابع انسانی تمایل دارند بازدهی سرمایه گذاری را از طریق آن محاسبه کنند و کارکنان آموزش و توسعه تمایل دارند مطمئن شوند که آنها می توانند آن را در برنامه های توسعه منابع انسانی قرار دهند.

در این فصل ابتدا در بخش اول به تعاریف و مفاهیم مختلف سرمایه فکری و طبقه بندی سرمایه فکری و روش های سنجش سرمایه فکری و در بخش دوم به تعاریف راهبری شرکت و تعاریف ساختارهای هیئت مدیره و سرمایه گذاران پرداخته و در آخر هم به بررسی پیشینه تحقیق اختصاص یافته است .

  

2-1-2- مروری بر چشم انداز تاریخی سرمایه فکری

حسابداری سوئدی به نام کارال اریک سیوبی[16] در سال 1979 که بعدها به عنوان یکی از بنیانگذاران علم مدیریت دانش معرفی شد، با پرسشی بزرگ روبرو گردید. دفاتر حسابداری (ارزش دفتری) یکی از شعبه های معروف سازمانی که او در آنجا کار می کرد تنها، یک کرون ارزش را نشان می داد، در حالی که ارزش واقعی سازمان به مراتب بیش از اینها بود. در این هنگام وی متوجه شد که ترازنامه مالی شرکت او، تنها ارزش دارایی فیزیکی آن را که شامل چند میز و ماشین تحریر بود نمایش می دهد و ارزش واقعی سازمان وابسته به شایستگی کارکنان سازمان و چیزی را که جمع کارمندان سازمان به عنوان یک دفتر و مغز جمعی تشکیل می دادند، وابسته است.

سیوبی و دیگران، این یافته را با نام دارایی فکری و دارایی ناملموس معرفی کرد و آن را در کنار دارایی های ملموس قرار داد.

 

به این ترتیب تعداد نوشته ها، سمینارها و ... در این زمینه رشد کرد و موضوع بطور جدی در دستور کار دانشمندان علم مدیریت و مدیران سازمانها بزرگ قرار گرفت.

در اقتصاد جدید تبادل دانش و اطلاعات، بیش از محصولات و خدمات موجب اعتلای سازمانها شده است، به گونه ای که با بررسی شرکت های با رشد سریع در می یابیم که 50% آنها به تجارت دانش کارکنان خود پرداخته اند. بنابراین با چنین روندی تعیین معیار و اصولی برای ارزش گذاری به عنوان دارایی مهم..................



....................



..........

-1-2 تعریف سرمایه فکری

در مورد سرمایه فکری، تعریف مشترکی وجود ندارد و پژوهشگران تعاریف گوناگونی ارائه داده‌اند، که در ادامه به برخی از آنها اشاره خواهد شد:

ü        سرمایه فکری یک موجودیت پیچیده و گریزان است اما زمانیکه کشف شود و مورد استفاده قرار گیرد سازمان را قادر می سازد تا با یک منبع جدید، در محیط رقابت کند (بنتیس ،1996 ،47-40)[1].

 

 

ü        سرمایه فکری شامل کلیه فرآیندها و داراییهایی است که بطور معمولی و سنتی در ترازنامه نشان داده نمی شود و همچنین شامل آن دسته از داراییهای نامشهود (مانند علایم تجاری[2] یا نام‌های تجاری و حق امتیاز) است که روشهای حسابداری مدرن آنها را در نظر می‌گیرد (روس ، 1997، 426-413)[3].

ü        سرمایه فکـری حاصل جمع دانش اعضــای یک سازمان و کاربــرد عملــی آن است (همان منبع، 426-413)[4].

ü        سرمایه فکری تفاوت میان ارزش بازار یک شرکت و هزینه جایگزینی داراییهای آن است (سیدرامن ، 2002 ،148-128)[5].

ü        سرمایه فکری به مجموعه منحصر بفردی از منابع مشهود و نامشهود شرکت اطلاق می شود (گوپتا ، 2001، 309-297)[6].

ü        سرمایه فکری، مواد فکری از قبیل دانش و اطلاعات و مالکیت (دارائی) معنوی و تجربه است که باعث ایجاد ثروت می شوند و هنوز تعریف جهانشمولی برای آن وجود ندارد (استوارت ،1997،15)[7].

ü        سرمایه فکری جستجو و پیگیری و استفاده موثر از دانش (کالای ساخته شده) در مقایسه با اطلاعات (مواد خام) است (بنتیس ، 1998 ، 76-63)[8].

ü        سرمایه فکری یک ماده فکری است که جمع آوری و شکل بندی شده و برای تولید دارایی های با ارزش تر مورد استفاده قرار می گیرد (کلین ،1994،57)[9].

ü        سرمایه فکری مجموعه ای از اطلاعات و دانش کاربردی برای خلق یک ارزش در سازمان است (ادوینسون ،1997 ،3)[10].

ü        سرمایه فکری دانش سازمانی وسیع و گسترده ای است که برای هر شرکت منحصر بفرد است و به شرکت اجازه می دهد تا بطور پیوسته خود را با شرایط در حال تغییر و تحول انطباق دهد (موریتسن ، 1998، 482-461)[11].

ü        سرمایه فکری، دانش موجود در سازمان است و در دو سطح فردی و سازمانی مطرح می شود که سطح فردی شامل دانش، مهارت و استعداد بوده و در سطح ساختاری شامل مواردی مانند پایگاه داده خاص هر مشتری، تکنولوژی و روشهای و فرایندهای سازمانی و فرهنگ است (هانس ،1997 ،3) [12].

حامل و پراحالد (1994)[13]  شایستگی های یک شرکت عمدتاً با تجربه و تخصص افراد داخل یک سازمان مرتبط است. در واقع این دانش و تجربه افراد داخل شرکت است که می تواند ارزش ایجاد کند. این مسئله از طریق فرایندهای مبادله دانش و خلق دانش جدید صورت می گیرد و باید توجه داشت که این شایستگی ها تنها بوسیله افراد و در داخل سازمان ایجاد نمی شود بلکه ممکن است به وسیله یا بواسطه محیطی که سازمان در آن قرار دارد خلق شود(مثلاً شبکه همکاری بین شرکتها در یک منطقه خاص).

باید این موضوع را در نظر داشت که همکاری های بین سازمانی عاملی است که موجب می شود نوآوری های ملی اتفاق بیافتد که این بحث در مفهوم سیستم های ملی نوآوری قرار می گیرد. در این شرایط سرمایه فکری یک شرکت بجای اینکه به ویژگی های سازمان وابسته باشد به جایگاه شرکت در آن شبکه بستگی دارد (آرورا ،1990،4)[14].

ü        سرمایه فکری جریان دانش در درون شرکت ها است (دیریکس و کل ،1989، 35)[15].

ü        سرمایه فکری مجموعه ای از دارایی های دانش محور است که به یک سازمان اختصاص دارند و در زمره ویژگی های یک سازمان محسوب می شوند و از طریق افزودن ارزش به ذینفعان کلیدی سازمان، به طور قابل ملاحظه ای به بهبود وضعیت رقابتی سازمان منجر می‌شود (مر، 2004 ،570-559)[16].

ü        سرمایه فکری اصطلاحی برای ترکیب دارایی ناملموس بازار، دارائی فکری، دارایی انسانی و دارائی ساختاری است که سازمان را برای انجام فعالیت هایش توانمند می سازند (بروکینگ ،   2001 ،5)[17].

 

 

ü        سرمایه فکری جمع همه چیزهایی که افراد سازمان می دانند و برای سازمان در بازار، مزیت رقابتی ایجاد می کند (استوارت ،1991،15)[18].

ü        سرمایه فکری دانشی است که قابل تبدیل شدن به ارزش باشد (ادوینسون ، 1991،3)[19].

پیدایش اقتصاد دانش محور باعث افزایش توجهات به بحث سرمایه فکری به عنوان یک موضوع تحقیقاتی و کسب و کار گردیده است. اکنون مناسب ترین زمان برای فعالیت در زمینه تحقیقات سرمایه فکری است. محققان در این حوزه از سال ها پیش نبرد و مبارزه گسترده ای را در جهت تصریح اهمیت سرمایه فکری آغاز نمودهاند و سیمنارها و مقالات و کتب متعددی را در این زمینه ارائه کرده‌اند. بیشتر تلاش های صورت گرفته شده در زمینه توسعه چهارچوب سرمایه فکری انجام گرفته است.

سرمایه فکری یک موضوع میان رشته ای است و در برگیرنده علوم مختلفی همچون حسابداری، مدیریت دانش، خط مش گذاری، اقتصاد و مدیریت منابع انسانی و غیره است.

 

4-1-2 انواع طبقه بندی ها اجزاء سرمایه فکری

در زمینه طبقه بندی اجزاء سرمایه فکری تاکنون مدلهای زیادی ارائه شده است. در ادامه این طبقه بندی ها را با نام محققان آنها ذکر می کنیم و به شرح اجزای این طبقه بندی ها می پردازیم ولی باید توجه کرد که همانند تعریف سرمایه فکری، هنوز یک طبقه بندی جهانشمولی درباره اجزای سرمایه فکری وجود ندارد.

  • طبقه بندی بونتیس در سال 1998 و 2000
  • طبقه بندی استوارت در سال 1997
  • طبقه بندی روس  در سال 1997
  • طبقه بندی بروکینگ
  • طبقه بندی سویبی در سال 1997
  • طبقه بندی یوستک و همکارانش
  • طبقه بندی ادوینسون و مالونه
  • طبقه بندی چن و همکارانش
  • طبقه بندی هاناس و لووندال
  • طبقه بندی پتی و گویتر
  • طبقه بندی سازمان برای همکاری و توسعه اقتصادی
  • طبقه بندی لیم و دالیموردر سال 2004
  • طبقه بندی نورتون و کاپلان در سال 1992
  • سایر طبقه بندیها دیگر که ارائه شده

× بونتیس[20] (1998) ابتدا به سه نوع سرمایه انسانی، ساختاری و مشتری اشاره کرد و در سال 2000 طبقه بندی خود را بصورت سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری، سرمایه ارتباطی[21] و دارایی یا مالکیت معنوی تغییر داد. منظور از سرمایه انسانی سطح دانش فردی است که کارکنان یک سازمان دارای آن می باشند که این دانش معمولاً بصورت ضمنی می باشد. منظور از سرمایه ساختاری کلیه داراییها غیر انسانی یا قابلیتهای سازمانی[22] است که برای برآورده شدن نیازهای (الزامات) بازار مورد استفاده قرار می گیرد. منظور از سرمایه ارتباطی کلیه دانش قرار گرفته شده در روابط یک سازمان با محیط خود شامل مشتریان، عرضه کنندگان، مجامع علمی و غیره است به عقیده ایشان مهمترین جزء یک سرمایه فکری، سرمایه مشتری است به دلیل اینکه موفقیت یک سازمان در گرو سرمایه مشتری آن است. منظور از مالکیت معنوی، آن قسمت از داراییهای نامشهود



1-Bontis, 1996,40-47

[2]- Trademarks

2-Roos, 1997, 413-426[3]

 

3-Seetharaman, 2002, 148-128[5]

[6]-Gopta,2001,297-309

6-Stewart, 1997

[8]- Bontis, 1998,67-76

8-Klein , 1994,57

9-Edvinsson, 1997

10-Mouritsen, 1998, 461-482

1-Haanes, 1997,3

2-Hamel and Prahalad, 1994

3-Arora , 1990,4

[15]-Direx & Kell,1989,35

5-Marr, 2004, 559-570

6- Brooking, 2001,5

1-Stewart, 1991,15

[19]- Edvinsson,1991,3

[20]- Bontis,1998

[21]- Relational Capital

[22]- Organizational capabilities

....................



-5-1-2 سرمایه ساختاری (سازمانی)

یوندت(2000)[1] سرمایه انسانی را به عنوان دانش نهادی شده متعلق به یک سازمان می‌داند که در پایگاه­های داده ذخیره می­شود. اغلب از آن به عنوان سرمایه ساختاری یاد می­کنند. با این وجود یوندت ترجیح داده است که اصطلاح سرمایه سازمانی را به کار ببرد؛ چرا که معتقد است سرمایه سازمانی به طور واضح­تری بیان می­کند که این دانش واقعاً متعلق به سازمان است.

سرمایه ساختاری شامل همه ذخایر غیرانسانی دانش است که در برگیرنده پایگاه­های داده، نمودارهای سازمانی، دستورالعمل‌های اجرایی فرآیندها، استراتژی­ها، برنامه­های اجرایی سازمان می­باشد (روس ،1997 ، 426-413)[2].

روس و همکاران معتقدند، سرمایه ساختاری عبارت است از، هر آنچه که در شرکت باقی می ماند پس از آنکه کارکنان به هنگام شب به خانه می روند، به عقیده آنها سرمایه ساختاری در برگیرنده سرمایه سازمانی، نظیر دارایی فکری، نوآوری، فرآیندها و دارایی فرهنگی، و نیز سرمایه نوسازی و توسعه، نظیر حق ثبت محصولات و تلاش­های آموزشی می باشد روس (1997) همچنین، بروکینگ معتقد است که سرمایه ساختاری شامل دارایی­های زیرساختاری، مثل تکنولوژی، فرآیندها و روش­های کاری و نیز دارایی فکری، مثل دانش فنی، مارک­های تجاری و حق ثبت محصولات می­شود بروکینگ (1996)[3]. به علاوه طبق نظر استوارت سرمایه ساختاری عبارت از دانش موجود در تکنولوژی اطلاعات، حق ثبت محصولات، طرح­ها و مارک­های تجاری است  استوارت (1997)[4]. به باور چن و همکاران، سرمایه ساختاری به سیستم ساختار و رویه­های جاری کسب و کار یک سازمان اشاره دارد. از دیدگاه آنها، سرمایه ساختاری بطور واضح­تر می­تواند به صورت فرهنگ سازمانی، یادگیری سازمانی، فرآیند عملیاتی و سیستم اطلاعاتی طبقه بندی شود (چن ، 2004، 100-85). طبق نظر بونتیس( 1998، 63-76)[5] اگر یک سازمان دارای سیستم­ها و رویه­های کاری ضعیف باشد، سرمایه فکری به حداکثر توانایی بالقوه­اش دست نخواهد یافت. درحالی­که سازمان­هایی با سرمایه ساختاری قوی دارای یک فرهنگ حمایتی خواهند شد که به افراد امکان می­دهد تا دست به کارهای جدید بزنند، با شکست روبرو شوند و یاد بگیرند. همچنین سرمایه ساختاری می­تواند به کارکنان پشتیبانی برای تحقق عملکرد بهینه و همچنین عملکرد کسب و کار سازمان کمک کند. سرمایه ساختاری تابعی از سرمایه انسانی است، چرا که سرمایه انسانی یک عامل تعیین­کننده شکل سازمانی است. از طرف دیگر، سرمایه ساختاری به مجرد اینکه تحت تأثیر سرمایه انسانی قرار گیرد، به طور آشکار و مستقل از سرمایه انسانی ایجاد می شود. برای مثال، ساختار سازمانی و فرهنگ سازمانی به طور مستقل می­توانند اثرات بنیادی داشته باشند.

 

بنابراین سرمایه ساختاری و سرمایه انسانی در تعامل با یکدیگر به سازمان­ها کمک می­کنند که بطور هماهنگ سرمایه مشتریان را شکل و توسعه داده و بکار گیرند (چن ،2004، 100-85)[6].

 

3-5-1-2 سرمايه ارتباطي (مشتري)

بروکینگ (1996)[7] در بخش دارایی­های بازار به مشتریان، وفاداري آنها و كانال هاي توزيع كه مرتبط با سرمایه مشتری هستند، اشاره می­کند .

همچنین استوارت ،1997 اظهار می­دارد که سرمایه مشتری عبارت از اطلاعات بازار برای استفاده در جذب و حفظ مشتریان است. موضوع اصلی سرمایه مشتری، دانش موجود در کانال­های بازاریابی و روابط با مشتریان است. سرمایه مشتری نشان دهنده توانایی بالقوه یک سازمان به خاطر عوامل نامشهود بیرونی‌اش است.

اگر چه اصطلاح سرمایه مشتری در ابتدا توسط هیوبرت مطرح شد، تعاریف جدید، مفهوم آن را به سرمایه ارتباطی توسعه داده اند که شامل دانش موجود در همه روابطی است که سازمان با مشتریان، رقبا، تأمین کنندگان، انجمن­های تجاری یا دولت برقرار می­کند (بونتیس ،1999، 391-402)[8]. به علاوه، روس و همکاران[9] ،1997 اظهار می­کنند که سرمایه ارتباطی که مربوط به مشتریان است بازارگرا است. کوهلی و جاورسکی (1990)[10] عقیده دارند، که بازارگرایی عبارت از ایجاد هوشمندی بازار در سطح سازمانی نسبت به نیازهای موجود و آینده مشتریان است. در نهایت گسترش این هوشمندی باید به طور افقی و عمودی در درون سازمان ایجاد شود (بونتیس ،1999،402-391 ) [11]. همچنین، چن و همکاران سرمایه مشتری را در قالب قابلیت بازاریابی، شدت بازار و وفاداری مشتری طبقه بندی می­کنند. کار اخیر در زنجیره سود خدمات بر روابط علی بین رضایت کارکنان، رضایت مشتریان، وفاداری مشتریان و عملکرد مالی تأکید دارد.کاپلان و نورتون ،1999 همچنین نتیجه یک تحقیق نشان داد که تحول سریع، رضایت مشتریان را افزایش می­دهد .

 

فورنل (1992)[12] در نتیجه مطالعات خود دریافت که رضایت مشتریان می­تواند رابطه کسب و کار را حفظ کند، انعطاف­پذیری قیمت محصول را کاهش دهد و اعتبار یک شرکت را افزایش دهد. تحقیقات دیگر همچنین نشان می­دهد که از طریق اندازه­گیری وفاداری کارکنان می­توان وفاداری مشتریان را پیش بینی کرد (هریب، 1999،57)[13]. این مطالعات شواهد بیشتری را درباره اهمیت سرمایه مشتری به عنوان یک جزء کلیدی سرمایه فکری یک سازمان فراهم می سازد. به طور کلی، سرمایه مشتری، که به عنوان یک واسطه در فرآیند سرمایه فکری عمل می­کند، عامل تعیین کننده اصلی در تبدیل سرمایه فکری به ارزش بازاری و در نتیجه، عملکرد کسب و کار سازمان است.

بدون سرمایه ارتباطی ارزش بازاری یا عملکرد کسب و کار سازمان نمی­تواند محقق شود. بنابراین، رشد سرمایه ارتباطی به حمایت از سرمایه انسانی و سرمایه ساختاری بستگی دارد(چن ،2004، 100-85)[14].

 

6-1-2 سنجش سرمایه فکری

1-1-6-2 دلایل سنجش سرمایه فکری

بسیاری از پژوهشگران معتقدند که رشد ارزش شرکت­ها بیش از رشد ارزش دفتری شان می‌باشد در حقیقت گزارشگری مالی سنتی نمی­تواند ارزش واقعی شرکت را محاسبه نماید و فقط به اندازه‌گیری ترازنامه مالی کوتاه مدت و دارایی­های ملموس اکتفا می­کند.

سازمان­ها بنا بر ایده اندرسون ،2004 به چهار دسته از دلایل ممکن است سرمایه‌های فکری خود را مورد سنجش قرار دهند که عبارتند از :

ü        بهبود مدیریت داخلی

ü        بهبود گزارشدهی به خارج سازمان

ü        مبادلات این سرمایه 

ü        دلایل قانونی بهبود حسابداری

در این میان شکاف بین ارزش بازار سازمان و ارزش خالص دارایی­های مشهود که در واقع سهام ناشی از دارایی­های نامشهود تلقی می­شود روز به روز بیشتر توجه سرمایه­گذاران را جلب می­نماید. زمانی که این شکاف کوچک باشد بازگشت سرمایه از طریق درآمد سازمان یا دست کم دارایی­های مشهود آن به شکل منطقی قابل پیش­بینی خواهد بود. اما دارایی­هایی به شکل دانش و نشان تجاری بسیار بیشتر در معرض تهدید قرار دارند و تحقق آنها دشوارتر است. ولی به هر حال سرمایه­گذاران جهت درک بهتر وضعیت سازمان به شاخص­هایی نیاز دارند که قابل اطمینان باشند (اندرسون ،2004، 242-230)[15] .

اگر چه، روش­های سنتی حسابداری به طور قابل ملاحظه ای به درک ارزش کسب و کار کمک می‌کنند، با این وجود در یک سازمان دانش محور، که در آن دانش بخش بزرگی از ارزش یک محصول و همچنین ثروت یک سازمان را تشکیل می­دهد، روش­های سنتی حسابداری که مبتنی بر دارایی­های ملموس و نیز اطلاعات مربوط به عملیات گذشته سازمان هستند، برای ارزشگذاری سرمایه فکری، که بزرگترین و ارزشمندترین دارایی برای بسیاری از سازمان­ها است، ناکافی هستند (سولیون ،2000، 340-328)[16].

 دیدگاه اندازه­گیری سرمایه فکری بر چگونگی ایجاد مکانیزم­های اندازه‌گیری جدید برای گزارش دهی متغیرهای غیرمالی یا کیفی سرمایه فکری در کنار داده­های سنتی، کمی یا مالی تمرکز دارد (جانسون ،1992،64)[17]. در مقایسه با حسابداری مالی سنتی، اندازه‌گیری سرمایه فکری موضوعات مهمی، مثل سرمایه انسانی، رضایت مشتری و نوآوری را در برمی­گیرد. بنابراین، رویکرد سرمایه فکری برای سازمان­هایی که می­خواهند از ارزش عملکرد شان به خوبی آگاهی داشته باشند، جامع­تر است. تفاوت­های بین این دو رویکرد معنی­دار هستند، در حالی­ که حسابداری مالی به گذشته گرایش دارد، اندازه­گیری سرمایه فکری آینده نگر است. اندازه­گیری سرمایه فکری واقعیت­های نرم (کیفیت­ها) را در برمی­گیرد، در حالی­که حسابداری مالی واقعیت­های سخت(کمیت ها) را اندازه­گیری می­کند. اندازه­گیری سرمایه فکری بر ایجاد ارزش تمرکز دارد، در حالی­ که حسابداری مالی بازدهی عملیات گذشته و جریان نقدینگی را منعکس می‌سازد. به تدریج مشخص شده است که اندازه­گیری مالی سنتی در هدایت تصمیم­گیری استراتژیک ناکافی است. و باید با اندازه­گیری سرمایه فکری تکمیل یا حتی جایگزین شود. در اینصورت، مدیران به خوبی می­توانند از وضعیت موجود (نقاط قوت و ضعف) مدیریت سرمایه فکری­شان مطلع شوند.

به طور مشخص، اندازه­گیری سرمایه فکری در تصدیق توانایی سازمان برای تحقق اهداف استراتژیک، نمایش تحقیق و توسعه، فراهم ساختن اطلاعات پشتیبانی برای بهبود پروژه­ها و تأیید اهمیت برنامه­های تحصیلی و آموزشی مفید است. اندازه­گیری سرمایه فکری به عنوان یک روش مهم مدیریت بازاریابی و کسب و کار استراتژیک نیز، بیش از اینکه یک ابزار ارتباط با سهامداران یا سرمایه­گذاران باشد، به عنوان یک ابزار مدیریت درون سازمانی مفیدتر خواهد بود(بونیتس ،2000، 100-85)[18].

 بنابراین، چون شناسایی سرمایه فکری یک مسأله استراتژیک کلیدی است، در نتیجه، وضعیت موجودش بایستی به طور منظم به هیئت مدیره گزارش داده شود. در یک جمله، اندازه­گیری سرمایه فکری برای مدیریت سرمایه فکری مهم است؛ بدین معنی که مدیریت موثر سرمایه فکری به اندازه­گیری موثر آن بستگی دارد. بر اساس گزارشات ارائه شده، یک تعداد از شرکت­ها شروع به پیگیری، ارزشگذاری و ایجاد ابزارهایی برای حمایت از سرمایه فکری­شان کرده‌اند (هروی و لوسچ، 1999،104)[19]. با این وجود، شاید هنوز نیمی از مدیران شركت­ها برای کسب مزیت از این دانش آمادگی ندارند. یک بانک فکری سوئیسی در نتیجه مطالعات خود درباره سرمایه فکری دریافت که به دلیل فقدان اندازه­گیری سرمایه فکری تنها 20 درصد از دانش موجود یک سازمان در عمل مورد استفاده قرار می­گیرد. اندازه­گیری سرمایه فکری از اواسط دهه 1990 یک حوزه تحقیقاتی برای محققان و دست اندرکاران سازمان­ها شده است. هر دو گروه تلاش­های زیادی برای اندازه­گیری و ارزشیابی سرمایه فکری انجام داده­اند (سولیون ،2000، 340-328)[20].

از طرف دیگر اکثر شرکت­هایی که سرمایه فکری شان را اندازه­گیری می­کنند، بر مبنای نتایج حاصل از اندازه­گیری­های خود گزارش سرمایه فکری را تهیه می­کنند. برخی از شرکت­های پیشرو شروع به انتشار این گزارش­ها کرده­اند، بسیاری از آنها با درصدی از خطا، با ایجاد شاخص های جدید، سرمایه فکری را اندازه­گیری می­کنند. این شرکت­ها گزارش­های سرمایه فکری خود را، در پرتو تجربه خود در زمینه مدیریت دانش و نیز اندازه­گیری سرمایه فکری یا تجربه سایرین، تهیه می­کنند. شرکت­های اروپایی به طور مشخص در بحث اندازه­گیری و گزارش دهی سرمایه فکری پیشرو هستند.

این روند در شرکت های سوئدی و دانمارکی شروع شد، سپس به جنوب اروپا گسترش یافت. واقعیت مهم دیگر این است که بسیار قبل از اینکه انجمن­های حسابداری درباره این منبع سازمانی مبتنی بر دانش ابراز نگرانی کنند، ابتکار عمل اندازه­گیری و گزارشگری سرمایه فکری از دنیای مدیریت ظهور پیدا کرد. در این مورد ابتکار عمل یک گروه از شرکت­های پیشرو آغازگر اقدام مشابه سایر شرکت­ها شد و همچنین باعث بیداری انجمن­های حسابداری و دانشگاه­ها گردید.

اکثر شرکت­ها بر روی این واقعیت که سرمایه فکری به سه جزء : سرمایه انسانی، سرمایه ارتباطی و سرمایه ساختاری تقسیم می­شود، توافق دارند. با این وجود، هر گزارش سرمایه فکری یک مورد خاص است.

برخی از شرکت­ها این گزارش را به طور سالانه منتشر می­کنند. از طرف دیگر، در برخی از شرکت­ها این گزارش به عنوان یک مدرک جداگانه از گزارش سالانه سنتی منتشر می­شود، درحالی­که در برخی دیگر از شرکت­ها این گزارش، فصلی از گزارش سالانه را تشکیل می­دهد. گزارش­های سرمایه فکری همچنین از نظر حجم مطلب متفاوت هستند، از پنج تا بیست و پنج صفحه در تغییر هستند.

نکته مهم دیگر، گرایش سازمان­ها از استفاده از معیارهای سنتی مالی مانند نرخ بازده سرمایه به سمت معیارهای مبتنی بر ارزش مانند ارزش افزوده اقتصادی [21] و ارزش افزوده بازار[22] است. از سوی دیگر برای مدیریت دانش باید همزمان از معیارهای مالی و غیرمالی استفاده کرد و سیستم‌های اندازه­گیری یکپارچه را بکار برد (احمد ،1999،102-97)[23].

 

2-1-6-2 منافع و مزایای اندازه‌گیری سرمایه فكری

ü        شناسایی و نقشه‌یابی (نقشه‌برداری[24]) دارایی­های نامشهود

شناخت الگوهای جریان­های دانشی



5-Youndth, 2000

1-Roos et al, 1997 , 413-426

2-Brooking, 1996

3-Stewart, 1997

[5]-Bontis, 1998, 63-76

1-Chen et al, 2004, 85-100[6]

[7]-Brooking, 1996

[8]-Bontis, 1999 , 391-402

[9]-Roos et al, 1997

[10]-Kohli and Jaworski, 1990

[11]-Bontis, 1999 , 391-402

[12]-Fornell, 1992

2-Horibe, 1999,57

3-Chen et al, 2004, 85-100

[15]-Andersson, 2004 , 230-242

2-Sulivan , 2000 , 328-340

[17]-Johansson , 1992,p64

1-Bontis , 2000 , 85-100

[19]-Harvey and Lusch, 1999 ,104

[20]- Sullivan,2000,328-340

[21]-EVA

[22]-MVA

[23]-Ahmed et al, 1999 ,97-102

[24] -Mapping

......................

-1-6-2مدل­ها و روش­های اندازه گیری سرمایه فکری

مدیریت سرمایه فکری نیازمند بکارگیری متدها و روش­هایی است که بتواند بر اساس شاخص­های بیان شده، سهم مدیریت دانش را در تحقق استراتژی و برنامه مدیریت دانش ارزیابی نماید.

در ادبیات سرمایه فکری، مدل­های مختلفی برای اندازه­گیری سرمایه فکری پیشنهاد شده است. برخی از آنها مدل­های خاصی هستند که در یک شرکت خاص طراحی و اجرا شده­اند. برخی دیگر صرفاً مدل­های نظری هستند که بیشتر آنها به عنوان یک مدل اندازه­گیری سرمایه فکری پذیرفته شده و معتبر مطرح نیستند. به عبارت دیگر، هیچ یک از این مدل­ها بطور نظام مند برای اندازه­گیری سرمایه فکری در سطح ملی و بین المللی بکار برده نمی­شوند. (استوارت ،1997 وسویبی ، 1998 ،6-17)[1].

در محیط تجاری کنونی اندازه­گیری ارزش سازمانی با استفاده از روش­های سنتی با ارزش اقتصادی امروز آنها نامربوط می­باشد. روش­های سنتی، ارزش نهفته در مهارت، تجربه، قابلیت­های یادگیری افراد و همچنین ارزش موجود در شبکه ارتباطات میان افراد و سازمان­ها را نادیده می­گیرد.

تلاش­های زیادی جهت تشریح تفاوت میان ارزش بازاری شرکت­ها انجام گرفته است. مشهور ترین این روش ها، روش ترازنامه نامرئی، کنترل دارایی­های ناملموس و کارت امتیازی متوازن می‌باشد. روش ارزش افزوده اقتصادی، روش شاخص سرمایه فکری، روش کارگزار تکنولوژی، روش نرخ بازده دارایی­ها، روش تشکیل سرمایه بازار، روش سرمایه فکری مستقیم، روش جهت‌یابی تجاری اسکاندیا، روش­های مالی و مدل مدیریت سرمایه فکری، VAIC، روش جویا Joia و روش q Tobin که در زیر به تحلیل ویژگی­های هر یک از این روش­ها خواهیم پرداخت (رادو و لیلیرات ،2002،174)[2].

بطور کلی مدل­های سنجش سرمایه فکری را می­توان در دو گروه طبقه­بندی کرد:

الف– مدل­هایی که سرمایه فکری را بصورت غیر پولی ارزیابی می­کنند.

ب– مدل­هایی که سرمایه فکری را بصورت پولی و مالی ارزیابی می­کنند (تان ،2007، 95-76)[3] .

 

7-1-2 مدل­های سنجش غیرمالی سرمایه فکری

1- ترازنامه نامرئی (ناملموس)

این روش به منظور نشان دادن دارایی­های شرکت­های مبتنی بر دانش طراحی شده است. این روش در واقع توسعه­ای در حسابداری منابع انسانی به شمار می­آید. در این نگرش، سرمایه فکری شرکت به دو دسته سرمایه فردی و سرمایه ساختاری تقسیم می شود. شاخص اصلی سرمایه فردی همان شایستگی های حرفه ای كارکنان کلیدی که استراتژی یک شرکت را تشریح می­کنند، می­باشد. سرمایه ساختاری نیز شامل مزیت رقابتی یک شرکت و توانایی­های کارکنان آن مانند شهرت، تجربه و روش­های خاص تولیدی می­باشد. این مدل، مبتنی بر معیارهای کیفی است و توانایی ارزیابی کمی ارزش سرمایه فکری را ندارد (آنل ،1989،65-50)[4].

2- کنترل دارایی­های ناملموس

این روش در پی اندازه­گیری دارایی­های ناملموس شرکت به روشی ساده می باشد. در این راستا معیارهای مناسب متعددی را معرفی نموده و هدف از آن، ایجاد بینش و دیدگاهی جامع از موقعیت سرمایه فکری شرکت می­باشد. در این روش ضروری است تا معیارها با واقعیت­های هر شرکت مطابقت داده شده و تعدیل شوند. اشكال عمده این روش در آن است که با تمامی شرکت­ها و موقعیت­ها قابل انطباق نمی­باشد. از این روش همچنین برای طراحی سیستم­های اطلاعاتی و یا انجام ممیزی­ها استفاده می شود (سویبی ،1998،6-17)[5]

3- کارت امتیاز دهی متوازن [6]

این روش، ابزاری را جهت ایجاد ثبات در استراتژی های آینده بدست می­دهد.

این روش، شرکت‌ها را قادر می­سازد تا نتایج مالی را همزمان با نظارت و کنترل در ایجاد ظرفیت­ها و اکتساب دارایی­های ناملموسی که به آنها برای رشد در آینده نیاز دارند، دنبال کنند. این شیوه بیانگر نوعی کمبود جدی در سیستم­های مدیریت سنتی و ناتوانی آنها در مرتبط نمودن استراتژی بلند مدت شرکت با فعالیت­های کوتاه مدت آن می­باشد. این روش گذشته و حال شرکت را با آینده­اش مرتبط می نماید و ابزاری در اختیار مدیریت شرکت قرار می دهد تا استراتژی­های گوناگونی را برای شرکت تعریف و آنها را کنترل نماید. این روش همچنین شرکت را قادر می­سازد تا نتایج مالی­اش را تحلیل نموده و استراتژی شرکت را اجرا نماید.

کاپلان و نورتون معتقدند که این شیوه نوعی سیستم اندازه­گیری است که با استفاده از معیارهای کیفی، میزان استراتژی به اجرا درآمده شرکت را نشان می­دهد. این معیارها عبارتند از دیدگاه مالی، دیدگاه مشتری، دیدگاه فرآیندهای داخلی و دیدگاه نوآوری و یادگیری، این روش تا حدی ایستا بوده و برای هر شرکت، خاص می باشد.

استفاده از کارت امتیازی متوازن ، یادگیری حاصل از مدیریت دانش را مستقیماً به عملکرد  سازمان ارتباط می­دهد که به نوبه خود با عملکرد کلی سازمان ارتباط دارد. روش کارت متوازن، استراتژی کل واحد را به اهداف کمی تبدیل نموده و بر عوامل موفقیت ناملموس نیز تأکید می‌کند که عمدتاً شامل سه جزء سرمایه فکری، سرمایه ساختاری و سرمایه مشتری است. (کاپلن و نورتن ،1996،89)[7].

4- شاخص سرمایه فکری

در جائی که فعالیت­های نسل اول، اطلاعاتی را در خصوص اجزای مجرد سرمایه فکری به دست می­دهند، این شاخص فعالیت­های نسل دوم را مطرح می­نماید (شاخص­هایی که بر تصویر کلی از فرآیند ایجاد ارزش در شرکت تمرکز می نماید) .

این روش در تلاش است تا شاخص­های پراکنده را در مجموعه­ای واحد ارائه نماید و میان تغییرات حاصله در سرمایه فکری و تغییرات در ارزش بازاری شرکت­ها همبستگی ایجاد نماید. این معیار جنبه­های مختلفی را در بر می­گیرد. مزایای این روش در آن است که معیاری غیر متعارف را ارائه می­نماید، بر نظارتی پویا در خصوص سرمایه فکری متمرکز می باشد، توان احتساب عملکرد دوره­های قبلی را داشته و نگرشی واحد، کلی و جامع از شرکت ارائه می نماید. این معیار گامی به پیش تلقی می­شود چرا که به مدیران این اجازه را می­دهد تا تأثیراتی که یک استرتژی بخصوص در سرمایه فکری شرکت شان دارد را درک نمایند و گزینه­های متعدد را با هم مقایسه نمایند تا مشخص شود کدامیک از آنها از حیث سرمایه فکری مرجح می باشند.

شاخص سرمایه فکری همچنین موجب الگوبرداری منظم از فعالیت­های مبتنی بر آینده می­گردد. این اقدام موجب مقایسه­هایی در سطوح واحد تجاری و شرکت می­گردد (روس ،1997، 426-413)[8] .

5- کارگزار تکنولوژی[9]

این نگرش نوعی پیشرفت در امر سنجش و اندازه­گیری سرمایه فکری به شمار می­آید، چرا که شرکت­ها را قادر می­سازد تا ارزش پولی سرمایه فکری شان را محاسبه نمایند. بروکینگ سرمایه فکری را ترکیبی از 4 جزء دارایی­های بازار، دارایی­های مبتنی بر انسان، دارایی­های مالکیت معنوی و دارایی‌های زیربنایی می­داند . دارایی­های بازار مزایای بالقوه­ای که یک سازمان از دارایی­های غیرملموس مرتبط با بازار کسب می­کند را متعادل می نماید. دارایی­های مبتنی بر انسان به تخصص­ها و توانایی­های تخصصی موجود، ظرفیت خلاقیت و حل مسأله، رهبری و مهارت­های مدیریتی که در شکل کارکنان سازمان ارائه می­گردند مرتبط می باشند. دارایی­های مالکیت معنوی به مکانیزم­های قانونی لازم جهت حفظ شرکت و دارایی­های زیر بنایی آن نظیر دانش فنی، حقوق تکثیر، حقوق طراحی و نشانه­های تجاری و خدماتی مربوط می­باشد. در نهایت دارایی­های زیر بنایی شامل آن دسته از تکنولوژی‌ها، متدولوژی ها و فرآیندهایی است که سازمان را قادر می سازد، تا به وظایف خود عمل کند و در برگیرنده فرهنگ شرکت، روش­های ارزیابی ریسک، روشهای مدیریت نیروهای فروش، ساختار مالی، پایگاه­های اطلاعاتی بازار و یا مشتریان و سیستم­های ارتباطی می­باشد (بروکینگ،1998،78)[10].

6- روش جهت یابی (مرورگر) تجاری اسکاندیا

این روش بر اساس منطق و مفهوم ارائه شده در روش ترازنامه نامرئی بنا نهاده شده است. این مرورگر توسط شرکت اسکاندیا که یک موسسه خدمات مالی در سوئد می باشد، طراحی شده و به خوبی توانسته است در اندازه­گیری دانش پیشگام شود. این روش با اغلب ابزارها و روش­های اندازه­گیری سرمایه فکری متناسب بوده و ابزار خاصی را در این رابطه طراحی نموده است و ابزاری است برای ارزیابی دارایی­های نرم افزاری سازمان و دارایی­های نامشهود. این مرورگر سرمایه فکری را بر حسب 164 شاخص، 91 مورد فکری و 73 مورد مالی اندازه­گیری می­کند.

این روش علاوه بر زمینه سنتی مالی، به مشتریان، فرآیند، منابع انسانی، توسعه و بازار آفرینی نیز توجه فراوانی می­نماید. در این روش شاخص­های مشتری محوری عبارتند از: تعداد حساب­های مشتریان، تعداد واسطه­ها و تعداد مشتریان از دست رفته. شاخص­های فرآیند محوری در آن عبارتند از: تعداد حساب‌های مشتریان به ازای خالص تعداد کارکنان و هزینه­های مدیریتی به خالص کارکنان و شاخص­های انسان محوری در آن عبارتند از : میزان گردش پرسنل، نسبت مدیران، نسبت زنان مدیر و نسبت هزینه‌های آموزش به کارکنان. در نهایت شاخص­های مبتنی بر توسعه و بازار آفرینی در آن عبارتند از: شاخص رضایت کارکنان، هزینه­های بازاریابی به خالص مشتریان و سهم ساعت­های آموزش. این روش در دنیای امروز روشی آرمانی و مطلوب به شمار می آید. این روش علی­رغم کامل­تر بودن در زمینه تشریح بهتر عملکرد تجاری، قادر به کمی­سازی سرمایه فکری نمی­باشد .

در مرورگر اسکاندیا، شاخص­های سرمایه فکری طراحی شده که به مدیران در ترسیم افق رشد سازمان کمک می­کند. شرکت­های بزرگ متعددی مانند داوکمیکال[11]از این مرورگر برای تعیین ارزش سازمان خود استفاده می­کنند (بروکینگ،1998،141)[12].

7- مدل مدیریت سرمایه فکری

زمانی که از سنجش و اندازه­گیری صحبت می­کنیم ابتدا ضروری است تا منابع غیر ملموس و حیاتی شرکت (که نیازمند نظارت و مدیریت هستند) را به منظور نیل به اهداف استراتژیک یا برای ارتقای مزیت اصلی آنها شناسایی نموده و سپس باید اشخاص ثابتی که دارای اطلاعات مفیدی درباره ارزش واقعی شرکت



[1]- Stewart ,1997 &  Sveiby, 1998,6-17

[2]-Rodov & Leliaert, 2002 ,174

[3]-Tan et al, 2007 ,76-95

[4]-Annell, 1989 ,50-65

[5]-Sveiby, 1998,6-17

[6]-BSC

1- Kaplan & Norton, 1996,89

[8]-Roos et al, 1997 , 413-426 

[9]- Technology Brooker

[10]- Brooking, 1998 ,78

[11]- Daw Chemical

[12]- Brooking, 1998 ,78

..........................

- مدل محاسبه بر مبنای متغیر های زبانی فازی

این مدل در سال 2008 توسط چن تانگ و وی شن ابداع شد بر اساس این مدل ابتدا باید اقلام و شاخص­های سرمایه فکری را تعیین نمود و با استفاده از پرسشنامه، اطلاعات این شاخص­ها را که بر اساس خیلی ضعیف تا خیلی خوب و نیز خیلی بی اهمیت تا خیلی با اهمیت می­باشد بدست آورد و با استفاده از مدل­ها و برنامه­ریزی­های فازی، مقدار هر یک از این شاخص­ها و وزن هر یک محاسبه می­شود که این مقادیر، مقادیر اقلام سرمایه فکری می­باشند.

این مدل از آن جهت با ....................


-1-2 مدل­های سنجش پولی و مالی سرمایه فکری

1- ارزش افزوده اقتصادی [1]

در دهه 1990، EVA که توسط شرکت " استرن استوارت  و کمپانی " یک موسسه مشاوره در نیویورک مطرح گشت از شهرت زیادی برخوردار شد. این روش بر حداکثر کردن ارزش ثروت سهامداران تأکید دارد (بون و والانس ،1997،104)[2].

سپس در مقاله­ای که در سال 1993 در مجله فورچون چاپ شد به تشریح جزئیات مفهوم EVA پرداخته شده و توسط شرکت­های مادر در آمریکا بکار برده می­شوند.

در این روش، از معیارهایی نظیر بودجه­بندی سرمایه­ای، برنامه­ریزی مالی، تعیین هدف، اندازه­گیری عملکرد، ارتباط با سهامداران و جبران خدمات تشویقی برای تعیین راه­هایی که از طریق آنها ارزش شرکت افزوده یا کم می­شود، استفاده می­شود. نقطه قوت این روش، همبستگی آن با قیمت سهام است. از آنجائی­که این روش بطور گسترده­ای در مجامع مالی پذیرفته شده و از مقبولیت برخوردار است، می­تواند مشروعیت شرکت را در بازارهای مالی افزایش دهد. عیب عمده این روش پیچیدگی آن می­باشد. از آنجایی­که این روش از دارایی­های دفتری با اتکاء به هزینه­های تاریخی بهره می­گیرد و ارزش دفتری نیز با ارزش بازار فعلی مطابقت چندانی ندارد، ممکن است جهت بیان ارزش دارایی های غیر ملموس، چندان مطلوب نباشد.

رویکرد مبتنی بر EVA مدیران را در سرمایه­گذاری بهتر در مدیریت سرمایه فکری یاری می‌دهد.



[1]-EVA

[2] Bowen & Wallace, 1997 ,104

............................

- نرخ بازده دارایی ها [1]

نرخ بازده دارایی­های شرکت، نرخی است که می­توان آن را با متوسط صنعت مقایسه نمود تا اختلاف آن با متوسط صنعت بدست آید. اگر اختلاف مذکور صفر یا منفی باشد، شرکت از سرمایه فکری اضافی برخوردار نیست. اگر این اختلاف مثبت باشد، فرض می­شود که شرکت در صنعت خود از سرمایه فکری اضافی برخوردار است. در صورت وجود مازاد بازده نسبت به صنعت، این بازده دارایی­های اضافی در متوسط دارایی­های ملموس شرکت ضرب می­شود تا متوسط عایدات اضافی سالیانه شرکت محاسبه شود. تقسیم این عایدات اضافی بر هزینه سرمایه شرکت، ارزش سرمایه فکری شرکت را به دست می­دهد. مزیت عمده این روش فرمول ساده آن و قابل دسترس بودن تمامی اطلاعات مورد نیاز در صورت­های مالی تاریخی شرکت می باشد. عیب عمده این روش در فقدان ارائه اطلاعاتی است که مدیران برای مدیریت موثر سرمایه فکری شان به آنها نیازمند می باشند ( رادو و لیارت ،2002،145)[2].

3- روش تشکیل سرمایه بازار

این روش معیاری بازاری از سرمایه فکری شرکت را ارائه می­نماید. در این روش فرض بر آن است که تشکیل سرمایه اضافی یک شرکت نسبت به حقوق صاحبان سهام آن، همانا بیانگر سرمایه فکری موجود درآن می­باشد. این روش مبتنی بر عرف بازارهای سرمایه و برآورد قیمت سهام است. در این روش، جهت سنجش و اندازه­گیری سرمایه فکری ضروری است تا صورت­های مالی تاریخی در مقابل اثرات تورم یا هزینه­های جایگزینی آنها تعدیل شود. گرچه یکی از اهداف اندازه­گیری سرمایه فکری، تشریح میان اختلاف ارزش بازار و ارزش دفتری شرکت­ها است، اما این نوع تشریح................



[1].ROI

[2].Rodov & Liaert, 2002,145

...................

- روش­های اندازه گیری مالی سرمایه فکری

بر اساس این روش، سرمایه فکری یک شرکت متشکل از سرمایه انسانی، سرمایه ارتباطی (مشتری) و سرمایه ساختاری است و نقاط تلاقی آنها با هم ترکیبی از سرمایه فکری را نشان می‌دهد. ترکیب سرمایه انسانی و ارتباطی منجر به روابط افراد و نزدیکی آنها با مشتریان و به کارگیری خلاقیت­های آنها جهت پاسخ­گویی به نیازهای خاص مشتریان می­گردد. ترکیب سرمایه ساختاری و ارتباطی منعکس کننده توانایی شرکت در انتقال نام­های تجاری به مشتریان است و به کیفیت ارزشی که مشتریان به نام تجاری شرکت می­دهند مرتبط می­باشد. ترکیب سرمایه انسانی و سرمایه ساختاری در فرآیند دانش نهفته است. به عنوان مثال می­توان به اشتراک در بهره­گیری از دانش موجود و یا انتشار آن اشاره نمود.

این روش قادر به اندازه­گیری پولی سه جزء یاد شده بودو و ابزار مناسبی را جهت ارزیابی، مدیریت و مقایسه عملکرد شرکت­ها، در طول زمان به مدیران ارائه می نماید. جهت سنجش و ارزشگذاری مالی سرمایه فکری مراحل زیر پیشنهاد می­گردد (استوارت،1997 ،15)[1] .

گام اول – تعیین سرمایه فکری مشهود

ارزش بازار = ارزش ملموس + ارزش ناملموس

ارزش بازار = ارزش دفتری + ارزش سرمایه فکری مشهود

ارزش بازاری قابل دسترس = ارزش بازار + فرسایش سرمایه فکری

ارزش بازاری قابل دسترس = سرمایه ملموس + (سرمایه فکری مشهود + فرسایش سرمایه فکری)

گام دوم – شناسایی اجزای مرتبط با سرمایه فکری

گام سوم – تخصیص اوزان مناسب به اجزای سرمایه فکری بر اساس تجربه و شناخت از آنها

گام چهارم – تعدیل ضرایب همبستگی

گام پنجم – ارزشگذاری

6- روش q توبین [2]

ارزش q توبین مساوی است با، تقسیم ارزش بازاری به ارزش دفتری. که این نرخ ارتباط بین ارزش بازاری و ارزش دفتری شرکت را اندازه­گیری می­کند. که توسط اقتصاددانی بنام جیمز توبین[3]  برنده جایزه نوبل مطرح شد.

توبین این روش را در سال 1969 پیشنهاد کرد و بیان کرد که اگر q بزرگتر از 1 باشد بیانگر این است که دارایی­ها ارزشی بیشتر از ارزش دفتری خود دارند.

مثلاً یک کمپانی با ارزش بازار سهام 100 میلیون و ارزش دفتری 25 میلیون، دارای نرخ q، 4    می­باشد که این نرخ در بلند مدت متمایل به 1 خواهد شد. البته این شاخص را باید با متوسط صنعت مقایسه کرد. برای مثال، شرکت­هایی که در صنعت نرم افزاری فعالیت می­کنند، سرمایه فکری در آنها بسیار زیاد است و نرخ q توبین درآنها متمایل به 7 می شود و از طرفی شرکت­هایی که در صنعت فولاد فعالیت می‌کنند، دارایی­های فیزیکی درآنها بسیار زیاد است و دارای یک نرخ q نزدیک به 1 می‌باشند، بر طبق فرمول جویا سرمایه فکری برابر است با :

IC = MV + ( )                                                                                        

7- مدل ضریب ارزش افزوده فکری  [4]

مدل ضریب ارزش افزوده فکری  که بوسیله پولیک[5] ،1998 مطرح شده است، به عنوان مدل اصلی سنجش سرمایه فکری در این پایان­نامه بکار گرفته خواهد شد و اساس اندازه­گیری آن سه متغییر وابسته می­باشد.

ضریب ارزش افزوده فکری یک فرآیند تجزیه و تحلیل می­باشد که برای استفاده مدیریت، سهامداران و سایر ذینفعان در جهت کنترل و ارزیابی کارآیی و ارزش افزوده سرمایه فکری، طراحی شده است.

مدل ضریب ارزش افزوده فکری  ترکیبی از سه شاخص قراردادی می باشد که عبارتند از :

 

CEE کارآیی سرمایه ارتباطی است که شاخصی از کارآیی ارزش افزوده بر مبنای ارتباطات می‌باشد.

HCE کارآیی سرمایه انسانی است که شاخصی از کارآیی ارزش افزوده بر مبنای سرمایه انسانی    می­باشد.

SCE کارآیی سرمایه ساختاری است که شاخصی از کارآیی ارزش افزوده بر مبنای سرمایه ساختاری می باشد.

فرمول بندی شاخص­های VAIC بصورت عبارت جبری زیر می­باشد :

VAICi = CEEi + HCEi + SCEi                                                                                                      

که در آن :

VAICi : ضریب سرمایه فکری برای کمپانی i می باشد.

CEEi : ضریب سرمایه ارتباطی برای کمپانی i می باشد.

HCEi : ضریب سرمایه



[1] Stewart, 1997 ,15

[2]-q Tobin

[3]- James Tobin

[4]- Value Added Intellectual Capital(VAIC)

[5]-Pulic, 1998

................................

 

فصل پنجم

نتيجه‌گيري و پيشنهادات

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

1-5 مقدمه

گام های نهایی تحقیق از اصلی ترین و بنیادی ترین مراحل انجام آن می باشد .تجزیه و تحلیل دقیق و نتیجه گیری درست از داده های جمع آوری شده ، بدین دلیل که مبنایی برای برنامه ریزی های آتی در جامعه مورد تحقیق قرار می گیرند . از اهمیت دو چندانی برخوردار می باشند . در واقع نتیجه های بدست آمده ، باید آن چنان مستند و قابل تشریح باشند که جامعه مورد تحقیق به درستی و صحت آنها اعتماد داشته تا برای اصلاح نواقص و کاستی ها با توجه به این نتیجه های بدست آمده برنامه ریزی جامعی انجام داده و به نتیجه های قابل پیش بینی دست یابند.

در این فصل ابتدا به ارزیابی و تشریح نتایج آزمون فرضیه ها می پردازیم و پس از آن به ارائه پیشنهادهایی مبتنی بر یافته های تحقیق ، پیشنهادهایی برای تحقیقات آتی و محدودیت های تحقیق پرداخته می شود.

 

2-5- ارزیابی و تشریح نتایج آزمون فرضیه ها

1-2-5 فرضیه اول

 بین درصد مالکیت سهامداران نهادی و سرمایه فکری رابطه وجود دارد.   

(بدون متغیر کنترل وبامتغیر کنترل) یافته های بدست آمده از آزمون فوق نشان داد که رابطه مثبت و معناداری بین سهامداران نهادی و سرمایه فکری وجود دارد و همچنین یافته های فرضیه های فرعی فوق نشان داد که رابطه مثبت و معناداری بین سهامداران نهادی و سرمایه ساختاری وجود دارد و دیگر نتایج بدست آمده حاکی از عدم ارتباط  سهامداران نهادی با سرمایه انسانی وارتباطی می باشد.(در نوع صنعت)

 یافته های بدست آمده از آزمون فوق نشان داد که رابطه مثبت و معناداری بین سهامداران نهادی و سرمایه فکری در گروه صنعت کانی های غیر فلزی وجود دارد و در صنایع شیمیایی و دارویی و خودرو و فلزات ارتباطی یافت نشد.

سهامداران نهادی در بیست سال گذشته جز سهامداران اکثریت قرار گرفته اند بنابراین عوامل موثر حاکمیت شرکتی را تحت تاثیر قرار می دهند . ویلیامز در سال 2003و کین گان 2008 دریافتند که رابطه مثبتی بین سرمایه گذاران نهادی و سرمایه فکری و اجزای آن وجود دارد . پوند  1998 درتحقیقات خود نشان داد که رابطه مثبتی بین سرمایه گذاران نهادی و ارزش شرکت وجود دارد. چونگ و زان 2009، شواهدی در ارتباط با رابطه بين حاكميت شركتي و مالكيت نهادي سهام ارائه نمودند. کرنت و سایرین 2007 شواهدی را در ارتباط با نقش سرمایه گذاران نهادی یافتند که نشان داد که هم تعداد و هم درصد سرمایه گذاران نهادی رابطه ی معنادار را با بازده شرکتها دارند.غلام رضا کرمی 1387 و مهدی مراد زاده فرد 1388  درتحقیق خود به این نتیجه رسیدند که  سطح مالکیت نهادی بر روی بازده شرکتها تاثیر دارد و سبب افزایش آن می شود و سرمایه گذاران نهادی ، کیفیت حاکمیت شرکتی را در گزارشگری مالی بهبود می بخشند.

 

2-2-5 فرضیه دوم

بین درصد مالکیت سهامداران عمده و سرمایه فکری رابطه وجود دارد.

(بدون متغیر کنترل) یافته های بدست آمده از آزمون فوق نشان داد که رابطه منفی و معناداری بین سهامداران عمده و سرمایه فکری وجود دارد (با متغیر کنترل) در آزمون فوق هیچ گونه رابطه معناداری بین سهامداران عمده و سرمایه فکری مشاهده نگردید و همچنین با آزمون فرضیه های فرعی، یک رابطه منفی و معناداری بین اجزای سرمایه فکری و سهامداران عمده مشاهده شده است(در نوع صنعت ) یافته های بدست آمده از آزمون فوق نشان داد که رابطه منفی و معناداری بین سهامداران عمده و سرمایه فکری در گروه صنعت کانی های غیر فلزی وجود دارد و در صنایع شیمیایی و دارویی و خودرو و فلزات ارتباطی یافت نشد.

ایتوریگا و هافمن 2005 مطرح کردند که وجود سهامدار عمده موجب کاهش رفتار اختیاری مدیران می شود. شلیفر و ویشنی 1997 معتقدند که سهامداران عمده موجب سلب مالکیت از سهامداران خرد و سایر ذینفعان می شوند و می توانند با مدیریت تبانی کنند. جانسن 2000 و گاتیرز و تریبو 2004 دریافتند هرچه قدرت تصمیم گیری سهامداران عمده افزایش یابد ، ریسک تضییع حقوق سهامداران جز افزایش می یابد و زمانی که سرمایه گذاران به بهترین نحو در مقابل تصمیمات اختیاری مدیران حمایت می شوند ، تمرکز مالکیت تاثیر چندانی بر ارزش شرکت ندارد.

در حالیکه هنیفا و کوک 2002و کین گان 2008بر اساس داده های بورس مالزی رابطه ی مثبتی را بین سهامداران عمده و سرمایه فکری و اجزای آن یافتند. لوپز 2007 در تحقیق خود در شرکت های آنگلوساکسون گفته که توزیع مالکیت و کنترل بین سهامداران عمده یک مکانیزم اساسی در شرکت های قاره اروپاست .وجود چند سهامدار عمده می تواند به عنوان یک عامل تعیین کننده اثر بخش در نظارت بر سهامدار اصلی عمل کند.سایفرت ، گاننس و رایت 2005 وجود سهامدار عمده نیز می تواند میزان نظارت را افزایش یا آن را بهبود بخشد و بنابراین به عملکرد بهتر موسسه منجر می شود.رویکنبرگ  2006 معتقدند که موثر ترین روش برای کسب اطمینان از مدیریت مناسب یک شرکت  در بازار های نوظهور ممکن است تمرکز مالکیت باشد . چرا که سهامداران عمده بر مدیریت شرکت با دقت نظارت می کنند .

 

3-2-5 فرضیه اصلی اول (اهم)

بین سازوکارهای خارجی راهبری شرکت و سرمایه فکری رابطه وجود دارد.

با توجه به وجود رابطه بین متغیرهای فرضیه اول و دوم و همچنین وجود رابطه بین متغیر های فرعی آنهاو قرار دادن دو فرضيه اول در يك مدل، نتیجه حاصل شده نشان از رابطه معناداری بین برخی سازوکارهای خارجی راهبری شرکت و سرمایه فکری مي باشدو این فرضیه تایید می گردد که در تحقیقات صالح 2009و کین گان 2008 و کننان و آگستام در سال 2001 رابطه معناداری را بین متغیرهای حاکمیت شرکتی و سرمایه فکری یافتند.

 

4-2-5 فرضیه سوم

بین درصد مالکیت هیئت مدیره و سرمایه فکری شرکت رابطه وجود دارد.

(بدون متغیر کنترل) نتایج حاصل از آزمون این فرضیه نشان داد که رابطه مثبت و معناداری بین درصد مالکیت هیئت مدیره و سرمایه فکری وجود دارد (با متغیر کنترل)  نتایج حاصل از آزمون فوق نشان داد که رابطه ای بین درصد مالکیت هیئت مدیره و سرمایه فکری وجود ندارد و نتایج آزمون های فرعی نشان از یک رابطه و...........................


منابع و ماخذ

 

 

 

 

 

 

 

منابع فارسي:

 

1-      احمد پور ، ا. و حسین  کردتبار ، 1378، " بررسی رابطه بین اعضای غیر موظف هیئت مدیره و سرمایه گذاران نهادی با رفتار مدیرت سود شرکت ها" ، پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه مازندران.

2-      انوار رستمی ، ع.ا. و حسن سراجی ، 1384، "سنجش سرمایه فکری و بررسی رابطه میان سرمایه فکری و ارزش بازار سهام شرکت های بورس اوراق بهادار" ، بررسی های حسابداری و حسابرسی ، شماره 39 ، صفحه 49-62.

حاج کریمی ، ع. و همکاران ،1385، "بررسی اثرات سرمایه های فکری بر عملکرد سازمانی شرکت های تحت پوشش سازمان گسترش و نوسازی صنایع و معادن" ، پایان نامه کارشناسی ارشد مدیریت ب....................









.....................................


 

 

بلافاصله بعد از پرداخت موفق میتوانید فایل کامل این پروژه را با سرعت و امنیت دانلود کنید

قیمت اختصاصی و استثنایی این پروژه در دانشجو یار : تنها , 39000 تومان

 

 

 

قیمت قبلی : 400000 ریال

قیمت جدید : 39000 تومان  |   جهت خرید محصول بر روی تصویر روبرو کلیک نمایید :

خرید آنلاین این مطلب





0 نظر
نام:*
ایمیل:*
متن نظر:
پررنگ کج خط دار خط دار در وسط | سمت چپ وسط سمت راست | قرار دادن شکلک قراردادن لینکقرار دادن لینک حفاظت شده انتخاب رنگ | پنهان کردن متن قراردادن نقل قول تبدیل نوشته ها به زبان روسی قراردادن Spoiler
کد را وارد کنید: *